شيخ حسين انصاريان
276
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
صورت از آنچه در نظر دارد ، باز مىماند . روى اين حساب به شرح فرازهايى كه نشانى از ناتوانى ظاهر انسان به خاطر وضع ساختمان ظاهرش نشان مىدهد بسنده ، مىشود . انسان ، بدون واقعيّتهاى باطنيش و منهاى اتصالش به ملكوت عالم و به دور از انعكاس حقايق هستى در آيينهء قلبش و جداى از حالات معنوى و ربطش به فيوضات ربّانيّه و عنايات الهيّه و بريده از مسائل عالى تربيتى ، بدون شك از كوچكترين و ضعيفترين موجودات خانهء هستى است . او اگر به وضع ظاهرش كه چيزى جز مقدارى پوست و گوشت و خون و پى و عصب نيست بنگرد كه اولش نطفه و پايانش جيفهاى بيش نيست ، از بند غرور و كبر ، حسد و حرص ، منيّت و ساير اوصاف حيوانى رسته و براى جبران ضعف و ناتوانيش در بارگاه لاحول و لاقوة الّا باللّه به گدايى برخاسته و تمام ضعف و ناتوانى خود را با حضرت او كه غنىّ بالذّات است جبران خواهد كرد . او از نظر وضعيّت ظاهر و بناى ساختمان مادّيش در برابر عظمت آسمانها ، ستارگان ، كهكشانها ، سحابىها ، درياها ، صحراها ، كوهها و موجودات زندهء قوى چيز قابل ذكرى نيست . او در برابر هجوم حوادث ، از قبيل زلزله ، بادهاى سخت ، سيلابها ، گرما و سرما ، امراض مختلفه و حيوانات قوى ، مغلوب و منكوب و بيچاره و بى نواست . او اگر تكيه بر غير خود در تمام امور نداشته باشد ، زمين خوردهء بدبختى است كه در برابر كمترين حادثه ياراى مقاومت نخواهد داشت . شنيدستم كه هر كوكب جهانى است * جداگانه زمين و آسمانى است زمين در جنب اين افلاك مينا * چو خشخاشى بود در قعر دريا تو خود بنگر كز اين خشخاش چندى * سزد تا بر غرور خود بخندى ( نظامى گنجوى )